جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pesky
01
آزاردهنده, مزاحم
causing persistent annoyance or minor trouble
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
peskiest
شکل تفضیلی
peskier
درجهپذیر
مثالها
The pesky mosquitoes made it difficult to enjoy the picnic.
پشههای آزاردهنده لذت بردن از پیک نیک را دشوار کردند.



























