جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pesky
01
آزاردهنده, مزاحم
causing persistent annoyance or minor trouble
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
peskiest
شکل تفضیلی
peskier
درجهپذیر
مثالها
The pesky fly buzzed around the room, disrupting our conversation.
مگس آزاردهنده دور اتاق وزوز میکرد و گفتگوی ما را مختل میکرد.



























