جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pentagram
01
ستاره پنجپر, پنتاگرام
a five-pointed star
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
pentagrams
مثالها
She drew a pentagram on the front of her notebook.
او یک پنتاگرام روی جلد دفترچه خود کشید.



























