جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Penitent
01
توبهکار, پشیمان
a person who feels sorrow for their sins or wrongdoing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
penitents
مثالها
The priest offered guidance to the penitent who was struggling with guilt.
کشیش راهنمایی را به توبهکار که با احساس گناه دست و پنجه نرم میکرد ارائه داد.
penitent
01
نادم, پشیمان
expressing sorrow for having done wrong
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most penitent
شکل تفضیلی
more penitent
درجهپذیر
مثالها
She offered a penitent apology, hoping to be forgiven for her mistake.
او یک عذرخواهی پشیمان ارائه داد، به امید بخشیده شدن برای اشتباهش.
درخت واژگانی
penitential
penitent



























