جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Patsy
01
بز بلاگردان, ساده لوح
a person who is easily deceived, manipulated, exploited, or set up to take the blame
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
patsies
مثالها
He realized too late that his so-called friends had made him the patsy for the failed prank.
او خیلی دیر متوجه شد که دوستان به اصطلاحش او را بز بلاگردان شوخی ناموفق کردهاند.



























