جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pathogen
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
pathogens
مثالها
The laboratory tests confirmed the presence of a bacterial pathogen responsible for the patient's severe food poisoning.
آزمایشهای آزمایشگاهی وجود یک پاتوژن باکتریایی مسئول مسمومیت غذایی شدید بیمار را تأیید کردند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
pathogenic
pathogen



























