جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Panoply
01
تجهیزات کامل, زره کامل، سلاح کامل
an impressive collection of things
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
panoplies
مثالها
The auction house sold a panoply of rare antiques, attracting buyers from all over the globe.
خانه حراج یک مجموعه از عتیقههای نادر فروخت که خریدارانی از سراسر جهان را جذب کرد.



























