جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Panoply
01
تجهیزات کامل, زره کامل، سلاح کامل
an impressive collection of things
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
panoplies
مثالها
The museum displayed a panoply of ancient artifacts from civilizations across the world.
موزه یک مجموعه چشمگیر از مصنوعات باستانی تمدنهای سراسر جهان را به نمایش گذاشت.



























