جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Panegyric
01
مدیحه, مدحنامه
a speech or piece of writing that praises someone or something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
panegyrics
مثالها
He plans to write a panegyric to his mentor, acknowledging their guidance in his personal and professional growth.
او قصد دارد یک ستایشنامه برای مربی خود بنویسد و راهنماییهای او را در رشد شخصی و حرفهای خود تصدیق کند.
panegyric
01
ستایشآمیز, مدیحهای
expressing elaborate praise
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most panegyric
شکل تفضیلی
more panegyric
درجهپذیر
مثالها
Her panegyric tone bordered on reverence.
طنین ستایشآمیز او به احترام نزدیک بود.
درخت واژگانی
panegyrical
panegyric
panegyr



























