جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pandemonium
01
جنجال, جوشوخروش، جای شلوغپلوغ
a state of disorder
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
When the fire alarm went off during the ceremony, pandemonium broke out.
وقتی که در طول مراسم آژیر آتشسوزی به صدا درآمد، هرج و مرج درگرفت.



























