جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Palpitation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
palpitations
مثالها
The doctor reassured him that occasional palpitations can be normal, especially during periods of stress or anxiety.
پزشک به او اطمینان داد که تپش قلب گاه به گاه میتواند طبیعی باشد، به ویژه در دورههای استرس یا اضطراب.
02
لرزش, ارتعاش
a shaky movement
مثالها
The candle flame exhibited a slight palpitation.
شعله شمع یک لرزش جزئی نشان داد.
درخت واژگانی
palpitation
palpitate



























