جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to overshoot
01
هدف گرفتن بیش از حد بالا, فراتر رفتن از هدف
aim too high
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
overshoot
سومشخص مفرد
overshoots
وجه وصفی حال
overshooting
گذشته ساده
overshot
اسم مفعول
overshot
02
شلیک کردن فراتر از هدف, تیراندازی بیش از حد
shoot beyond or over (a target)
03
(جایی را) رد کردن
to go further or beyond a specific point, often by accident or because of going too fast
Overshoot
01
عبور از حد, افراط
an approach that fails and gives way to another attempt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
overshoots
درخت واژگانی
overshoot
shoot



























