جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Overseer
01
ناظر, سرپرست
a person who is in charge of a group of employees to make sure they work properly
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
overseers
مثالها
As the overseer of a customer service team, Sarah monitored call center agents, providing feedback and guidance to ensure they delivered excellent service and met performance targets.
به عنوان ناظر یک تیم خدمات به مشتریان، سارا بر کارمندان مرکز تماس نظارت داشت، بازخورد و راهنمایی ارائه میکرد تا اطمینان حاصل شود که آنها خدمات عالی ارائه میدهند و به اهداف عملکردی میرسند.
درخت واژگانی
overseer
seer



























