جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Orchestra pit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
orchestra pits
مثالها
From the orchestra pit, the conductor had a clear view of both the musicians and the stage, ensuring seamless coordination.
از گودال ارکستر، رهبر ارکستر دید واضحی از هر دو نوازندگان و صحنه داشت، که هماهنگی بیوقفه را تضمین میکرد.



























