جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Orbiter
01
مدارگرد, فضاپیمای مداری
a spacecraft with the purpose of cricling around a celectial obejct without landing on it
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
orbiters
مثالها
Scientists used the lunar orbiter to map the Moon's gravitational field.
دانشمندان از مدارگرد ماه برای نقشهبرداری از میدان گرانشی ماه استفاده کردند.



























