جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Orb
01
کره چشم, مدار
the ball-shaped capsule containing the vertebrate eye
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
orbs
02
کره, گوی
an object with a spherical shape
to orb
01
در مدار حرکت کردن, در مدار چرخیدن
move in an orbit
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
orb
سومشخص مفرد
orbs
وجه وصفی حال
orbing
گذشته ساده
orbed
اسم مفعول
orbed



























