جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Open secret
01
راز فاش شده
something that was supposed to be kept from others but is not anymore
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
open secrets
مثالها
It was an open secret among the employees that the CEO was planning major layoffs.
این یک راز آشکار در میان کارمندان بود که مدیرعامل برنامهریزی اخراجهای گسترده را داشت.



























