oncoming
Pronunciation
/ˈɔnˌkəmɪŋ/

تعریف و معنی "oncoming"در زبان انگلیسی

oncoming
01

نزدیک شونده, در راه

moving toward a particular place or person
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most oncoming
شکل تفضیلی
more oncoming
درجه‌پذیر
مثال‌ها
She quickly swerved to avoid the oncoming truck.
او به سرعت پیچید تا از کامیون در حال آمدن اجتناب کند.
Oncoming
01

نزدیک شدن, شروع

the approach or start of something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
oncomings
مثال‌ها
He prepared himself for the oncoming of a new chapter in life.
او خود را برای نزدیک شدن یک فصل جدید در زندگی آماده کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه