oncoming
on
ˈɒn
on
co
ka
ming
mɪng
ming

تعریف و معنی "oncoming"در زبان انگلیسی

oncoming
01

نزدیک شونده, در راه

moving toward a particular place or person 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most oncoming
شکل تفضیلی
more oncoming
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The oncoming storm brought strong winds and heavy rain. 

طوفان نزدیک شونده بادهای شدید و باران سنگین به همراه آورد.

Oncoming
01

نزدیک شدن, شروع

the approach or start of something 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
oncomings
مثال‌ها
The oncoming of winter filled the air with a chill. 

نزدیک شدن زمستان هوا را پر از سرما کرد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه