جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ointment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ointments
مثالها
The doctor prescribed an antibiotic ointment to apply to the wound to prevent infection.
پزشک یک پماد آنتیبیوتیک برای اعمال روی زخم جهت جلوگیری از عفونت تجویز کرد.
02
مرهم, پماد
a thick, semisolid substance applied to the skin for cosmetic purposes
مثالها
She used a herbal ointment to soften her hands.
او از یک مرهم گیاهی برای نرم کردن دستانش استفاده کرد.



























