جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Oil filter
01
فیلتر روغن, صافی روغن
a filter that removes contaminants from engine oil
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
oil filters
مثالها
He replaced the oil filter during the routine oil change.
او فیلتر روغن را در طی تعویض روغن معمول عوض کرد.



























