جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
obsessively
01
به صورت وسواسی, به طور افراطی
in a way that shows an excessive or compulsive focus on something
مثالها
He obsessively cleaned the house, unable to relax until every corner was spotless.
او وسواس گونه خانه را تمیز میکرد، نمیتوانست آرام بگیرد تا زمانی که هر گوشهای بینقص باشد.
درخت واژگانی
obsessively
obsessive
obsess



























