جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nursery
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
nurseries
مثالها
They decorated the nursery with soft pastel colors and stuffed animals.
آنها اتاق کودک را با رنگهای پاستل نرم و حیوانات پر شده تزئین کردند.
02
مهد کودک, پیش دبستانی
a school or class for very young children, usually ages 3–4, before primary school
Dialect
British
مثالها
My son starts nursery in September.
پسر من در سپتامبر به مهدکودک میرود.
درخت واژگانی
nursery
nurse



























