جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Augury
01
غیبگویی (با رمل و اسطرلاب)
a sign, omen, or event interpreted as foretelling future outcomes, often fateful ones
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
auguries
مثالها
The sudden storm was seen as an augury of troubled times ahead.
طوفان ناگهانی به عنوان یک پیشآگهی از دوران دشوار آینده دیده شد.



























