جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nubile
01
جذاب (از نظر جنسی)
(of a young woman) sexually engaging
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most nubile
شکل تفضیلی
more nubile
درجهپذیر
مثالها
He could not take his eyes off the nubile figure walking past.
او نمیتوانست چشمانش را از شکل جوان و جذاب که میگذشت بردارد.
02
در سن ازدواج, مناسب برای ازدواج
of an age or condition considered suitable for marriage
مثالها
The story is about a nubile maiden sought after by several suitors.
داستان درباره دختری در سن ازدواج است که توسط چند خواستگار دنبال میشود.



























