جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Novel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
novels
مثالها
She's reading a novel about a detective solving mysteries in a small town.
او در حال خواندن یک رمان درباره یک کارآگاه است که معماها را در یک شهر کوچک حل میکند.
novel
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most novel
شکل تفضیلی
more novel
درجهپذیر
مثالها
Her novel approach to problem-solving impressed the entire team with its creativity and effectiveness.
رویکرد نوآورانه او در حل مسئله، کل تیم را با خلاقیت و اثربخشی خود تحت تأثیر قرار داد.
درخت واژگانی
antinovel
novelist
novelize
novel



























