جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nothing
01
هیچچیز
not a single thing
مثالها
After rummaging through the drawers, she found nothing of value.
بعد از گشتن در کشوها، او هیچ چیز با ارزشی پیدا نکرد.
Nothing
01
فرد یا چیزی بیارزش, فرد یا چیزی بیاهمیت
something or someone that is of no or very little value, size, or amount
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
nothing
01
اصلا, به هیچ وجه
in no respect; to no degree
اطلاعات دستوری



























