جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aubergine
01
بادمجان
a vegetable with glossy, deep purple skin and firm, white flesh
Dialect
British
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
aubergines
مثالها
She used grilled aubergine slices as a topping for her homemade vegetarian pizza.
او از برشهای بادمجان کبابی به عنوان تاپینگ برای پیتزای گیاهی خانگی خود استفاده کرد.



























