جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nightie
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
nighties
مثالها
She chose a silky nightie to wear on her honeymoon, feeling both elegant and comfortable.
او یک نایتای ابریشمی برای پوشیدن در ماه عسل انتخاب کرد، احساسی هم از نظر زیبایی و هم راحتی داشت.



























