جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Netball
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
netballs
مثالها
She loves playing netball every weekend with her friends.
او عاشق بازی نتبال هر آخر هفته با دوستانش است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
netball
net
ball



























