جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nepotism
01
فامیلدوستی, خویشپرستی
favoritism shown to relatives, especially in granting jobs, promotions, or other advantages
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
In the small town, government contracts were often awarded to the mayor 's relatives, raising concerns about nepotism and corruption.
در شهر کوچک، قراردادهای دولتی اغلب به بستگان شهردار اعطا میشد که نگرانیهایی درباره پارتیبازی و فساد ایجاد میکرد.
درخت واژگانی
nepotism
nepot



























