جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nepotism
01
فامیلدوستی, خویشپرستی
favoritism shown to relatives, especially in granting jobs, promotions, or other advantages
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The manager consistently promoted her daughter over more qualified candidates, demonstrating clear nepotism within the organization.
مدیر به طور مداوم دخترش را بر کاندیداهای واجدالشرایطتر ترقی داد که نشاندهنده پارتیبازی آشکار در سازمان بود.
درخت واژگانی
nepotism
nepot



























