جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Necrology
01
آگهی فوت
an announcement of someone's death, often containing details about them
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
necrologies
مثالها
While researching his family history, Alex discovered a necrology of his great-grandfather, which provided valuable insights into his life and achievements.
در حالی که الکس در حال تحقیق درباره تاریخچه خانواده اش بود، اطلاعیه درگذشت پدربزرگ بزرگش را کشف کرد که بینش های ارزشمندی درباره زندگی و دستاوردهایش ارائه می داد.
02
لیست متوفیان
a list containing the names of recent deaths, typically accompanied by a brief description
مثالها
In the small town of Willow Creek, the local newspaper's necrology was a vital resource for residents looking to pay their respects to the deceased.
در شهر کوچک ویلو کریک، فهرست درگذشتگان روزنامه محلی منبعی حیاتی برای ساکنانی بود که میخواستند به درگذشتگان ادای احترام کنند.



























