جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mortuary
01
سردخانه, مردهشویخانه
a place where dead bodies are kept temporarily before burial or cremation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mortuaries
مثالها
The body was taken to the hospital mortuary.
جسد به سردخانه بیمارستان منتقل شد.
mortuary
01
تشییع جنازه, مربوط به مراسم تدفین
of or relating to a funeral
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
02
مراسم تدفین, مرتبط با مرگ
of or relating to or characteristic of death



























