جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
momentarily
مثالها
The internet connection dropped momentarily before reconnecting.
اتصال اینترنت برای لحظهای قطع شد قبل از اینکه دوباره وصل شود.
مثالها
She will be with you momentarily after finishing a quick phone call.
او خیلی زود بعد از تمام کردن یک تماس تلفنی سریع با شما خواهد بود.
درخت واژگانی
momentarily
momentary
moment



























