جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
miniscule
01
بسیار کوچک
very small in size or importance
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most minuscule
شکل تفضیلی
more minuscule
درجهپذیر
مثالها
She noticed a minuscule crack in the glass that was barely visible.
او یک ترک کوچک در شیشه مشاهده کرد که به سختی قابل دیدن بود.



























