جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Millinery
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
After attending a millinery workshop, Jenna discovered her passion for designing intricate and elegant women's hats.
پس از شرکت در یک کارگاه کلاهدوزی، جنا علاقه خود به طراحی کلاههای زنانه پیچیده و شیک را کشف کرد.
02
فروشگاه کلاه زنانه, مغازه کلاه فروشی زنانه
a shop or business that sells women's hats
مثالها
She opened a millinery in the city center specializing in custom hats.
او یک کلاهفروشی زنانه در مرکز شهر افتتاح کرد که در کلاههای سفارشی تخصص دارد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
millinery
milline



























