جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Milkshake
01
میلکشیک
a cold smooth drink made by mixing milk and ice-cream with fruits, chocolate, etc. as flavor
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
milkshakes
مثالها
He ordered a strawberry milkshake to go along with his burger and fries at the diner.
او یک میلک شیک توت فرنگی سفارش داد تا همراه با برگر و سیب زمینی سرخ کرده اش در رستوران بخورد.
درخت واژگانی
milkshake
milk
shake



























