جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Milieu
01
محیط, قلمرو، اطراف، دوروبَر
the social or cultural setting or environment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Growing up in a tight-knit community, Sarah's milieu shaped her values and beliefs.
سارا در یک جامعه منسجم بزرگ شد و محیط او ارزشها و باورهایش را شکل داد.



























