جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Milieu
01
محیط, قلمرو، اطراف، دوروبَر
the social or cultural setting or environment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The bustling streets of New York City provided the perfect milieu for aspiring artists and musicians.
خیابانهای شلوغ نیویورک محیط مناسبی برای هنرمندان و موسیقیدانان مشتاق فراهم کرد.



























