جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Astronaut
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
astronauts
مثالها
She fulfilled her childhood dream of becoming an astronaut and traveled to the International Space Station.
او رویای کودکی خود را برای تبدیل شدن به یک فضانورد محقق کرد و به ایستگاه فضایی بینالمللی سفر کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
astronautic
astronautics
astronaut



























