جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mendacious
01
نادرست, کذب
containing lies
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most mendacious
شکل تفضیلی
more mendacious
درجهپذیر
مثالها
The book was full of mendacious claims about history.
کتاب پر از ادعاهای دروغین درباره تاریخ بود.
02
دروغگو
(of a person) deliberately telling lies
مثالها
She avoided her mendacious coworker, knowing he could not be trusted.
او از همکار دروغگو خود دوری کرد، با علم به اینکه نمیتوان به او اعتماد کرد.
درخت واژگانی
mendaciously
mendacious



























