جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
medium-sized
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most medium-sized
شکل تفضیلی
more medium-sized
درجهپذیر
مثالها
She bought a medium-sized backpack for her hiking trip, providing enough space for essentials without being too bulky.
او یک کوله پشتی با اندازه متوسط برای سفر کوهنوردی خود خرید، که فضای کافی برای وسایل ضروری فراهم میکرد بدون اینکه خیلی حجیم باشد.



























