جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Meatball
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
meatballs
مثالها
He's known for his grandmother's secret recipe for Swedish meatballs, served with lingonberry sauce.
او به خاطر دستور مخفی مادربزرگش برای کوفته های سوئدی، که با سس لینگونبری سرو میشود، معروف است.
درخت واژگانی
meatball
meat
ball



























