max out
max
mæks
مَکس
out
aʊt
آوت
/mˈaks ˈaʊt/

تعریف و معنی "max out"در زبان انگلیسی

to max out
01

به حداکثر رسیدن, به اوج رسیدن

reach a maximum
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
max
زمان حال
max out
سوم‌شخص مفرد
maxes out
وجه وصفی حال
maxing out
گذشته ساده
maxed out
اسم مفعول
maxed out
02

کاملاً استراحت کردن, به طور کامل آرام شدن

to fully relax or take it easy, often after stress or activity
Slang
مثال‌ها
He maxed out all weekend, doing nothing but watching movies.
او تمام آخر هفته را کاملاً استراحت کرد، و هیچ کاری جز تماشای فیلم انجام نداد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه