جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Masseuse
01
ماساژور خانم
a female professional who provides massages for relaxation and therapeutic purposes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
masseuses
مثالها
After a long day at work, she booked an appointment with a skilled masseuse to unwind and relieve tension in her muscles.
پس از یک روز طولانی کاری، او با یک ماساژور ماهر قرار ملاقات گذاشت تا آرام شود و تنش در عضلاتش را کاهش دهد.



























