جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mannequin
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
mannequins
مثالها
The store displayed the new collection on a mannequin.
فروشگاه مجموعه جدید را روی یک مانکن نمایش داد.
02
مانکن, مدل
a woman who wears clothes to display fashions



























