جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
maleficent
01
شریر, شیطان، تبهکار
seeking actively to damage or inflict harm through intention
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most maleficent
شکل تفضیلی
more maleficent
درجهپذیر
مثالها
Groups accused the government of maleficent policies that oppressed minority communities.
گروهها دولت را به سیاستهای شرورانهای متهم کردند که جوامع اقلیت را تحت فشار قرار میداد.
درخت واژگانی
maleficent
malefic



























