جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to make it
01
موفق شدن, به هدف رسیدن
to succeed in achieving something or a goal
مثالها
I know you can make it if you keep trying.
من میدانم که تو میتوانی موفق شوی اگر به تلاش ادامه دهی.
02
ادغام کردن, آمالگام کردن
characterized by or tending toward amalgamation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
it
فعل پایه
make
زمان حال
make it
سومشخص مفرد
makes it
وجه وصفی حال
making it
گذشته ساده
made it
اسم مفعول
made it
03
زنده ماندن, دوام آوردن
to continue to live, particularly in spite of danger or hardship
مثالها
We did not think the plant would make it through the winter.
فکر نمیکردیم گیاه از زمستان جان سالم به در ببرد.
04
موفق شدن
to successfully reach or attend a place or event
مثالها
They might not make it if the train is delayed.
ممکن است نرسند اگر قطار تأخیر داشته باشد.



























