جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to luck out
[phrase form: luck]
01
خوششانس بودن
to experience good luck
Dialect
American
Informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
luck
زمان حال
luck out
سومشخص مفرد
lucks out
وجه وصفی حال
lucking out
گذشته ساده
lucked out
اسم مفعول
lucked out
مثالها
We lucked out when we found this apartment. It's affordable, spacious, and in a great location.
ما خوش شانس بودیم که این آپارتمان را پیدا کردیم. مقرون به صرفه، بزرگ و در یک موقعیت عالی است.



























