جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lollipop
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lollipops
مثالها
She enjoyed a fruity lollipop while walking around the park on a sunny day.
او از یک آبنبات چوبی میوهای لذت برد در حالی که در یک روز آفتابی در پارک قدم میزد.
02
بستنی چوبی, یخمک
a frozen sweet treat, such as ice cream or flavored ice, served on a small stick
مثالها
The child enjoyed a chocolate ice cream lollipop.
کودک از یک بستنی شکلاتی روی چوب لذت برد.



























