جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to loll
01
(با تنبلی یا آسودگی) لمیدن, واکشیدن
to relax lazily
Intransitive
مثالها
The cat likes to loll in the sunbeam coming through the window.
گربه دوست دارد در پرتو خورشیدی که از پنجره میآید تنبلی کند.
02
آویختن
to hang or dangle in a relaxed, limp way
Intransitive
مثالها
The dog ’s tongue lolled out of its mouth after a long run.
زبان سگ پس از دویدن طولانی از دهانش آویزان بود.



























