جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Logistics
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Her job in the army was focused on logistics, making sure troops had the supplies they needed when they needed them.
کار او در ارتش بر لجستیک متمرکز بود، اطمینان حاصل میکرد که نیروها در زمان نیاز، تجهیزات مورد نیاز خود را داشته باشند.



























