جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
little-known
01
کمتر شناختهشده, کمشهرت
not widely or generally recognized
مثالها
He visited a little-known village in the mountains.
او از یک روستای کمشناخته در کوهستان دیدن کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کمتر شناختهشده, کمشهرت