جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lip service
01
وعده توخالی, حرف مفت، شعار الکی
an insincere offer or promise of support, assistance, etc.
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The company 's commitment to diversity was nothing more than lip service, as their hiring practices remained unchanged.
تعهد شرکت به تنوع چیزی بیش از حرف مفت نبود، زیرا شیوههای استخدام آنها بدون تغییر باقی ماند.



























